قل دوم تاینی
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 20:12
رو سکوی جلوی متروی ارم سبز نشسته بودم و پاهام و تاب می دادم و اب پرتقال با تاینی میخوردم و به افق خیره شده بودم و ویروس های آنفولانزا رو تو هوا میدیدم که برام دست تکون می دادن و رد می شدن.هوا بعد از ب
الی
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 20:12
چه طراحی ای کرده پرودگار الناز خانوم و . هیچ وقت هم با آرایشxa0خودش و خفه نمیکنه.یه آرایس ملایم.از بس که خودش زیباس. داشتم به کفشاش نگاه میکردم.میخواستم ببینم بوتش تا کجاس دیدم همینجوری ادامه داره و تمو
هک
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 20:12
بعد گرونی بنزین و قطع نت و آلودگی هوا و بوی بد پایتخت ! و آنفولانزا جدید ترین خبر اینه که بیشتر حساب های مردمxa0داره هک میشه. از صبح بانک ها دارن اطلاع میدن که رمزاتون و عوض کنید.حتی پلیس فتا هم چند وقت
Kill The Boy
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:35
xa0اپیزود پنج ..فصل پنجم گات . اپیزود معمولی ای بود . حماقت های دنریس دیگه داره میره رو اعصاب آدم.سانسا همچنان بین بولتون ها گیر افتاده. و استینس جذاب تر از همیشه داره میشه.شاه بر حق که احتمالا به زودی
خرده فرمایشات ته شبی یک آدم جا مانده !
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:35
هواشناسی به روایت این تصویر می گه باید امشب و فردا تهران برف و بارون شه . هواشناسی که الکی نمی گه . آقای اصغری اصلا همیشه حرفاش راسته . آدمی که موهاش اونقدر قشنگن مشخصه که دروغ نمی گه . اما تهران هیج
نُت
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:35
تو این یه هفته ی عجیب و غریب که زندان بودم . که دور تا دورم میله ی قفسxa0بود و زندان بان هایی که شبیه زامبی بودن . تو این یه هفته که پُر بود از تحقیر و کثافت که حتی همین یه صفحه ی سفید رو هم ازم گرفته ب
رییس کیه؟
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:35
همیشه اتفاق هایی تو این مملکت نفرینی وجود داره که ما رو سورپرایز کنه.می تونن کاری کنن که به کره ی شمالی هم حسادت کنیم.میتونن کاری کنن که نتونی بگی چرا و هر بلایی میتونن سرت بیارن و تو باید سرت و خم کن
اینترنت ملی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:35
تو اون روزا البته فهمیدم که نت قطع نیست و واقع اینترنت, ملی ! فعال شده.پروژه ای که چند ساله عزیزان دارن روش کار می کنن که در مواقع لزوم بتونن ازش استفاده کنن. به این شکل که تمام سرور ها و سایت هایی که
ب ی ا ن
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:35
این مدت که نت قطع بود مجبوری این وبلاگ های نچسب بیان و میخوندم حوصله م سر نره . صدی نود همشون از دم فکر می کنن یه ع ن خاصی هستن.تو تک تک کلماتشون یه منم منمxa0xa0سبز لجنی ای هست که حال آدم و دگرگون میکنه.
آپ
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:35
چرا دیگه از برنامه ی آپ نمیشه اگه کارت مبدا سپه باشه چیزی کارت به کارت کرد؟ مرض دارن؟ با بقیهxa0کارت ها میشه فقط با سپه نمیشه .یعی برای یه کارت به کارت بایدxa0پاشیم بریم تا عابر بانک؟ عجبا . نمیشه یه روز بخوابن پاشن یه کرمی نریزن.
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید ..!
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:35
روزای سنگیتی رو گذروندم.سنگینی که دیگه رنگین نبود.دیگه گذشت که بگیم سنگین میخواستیم رنگین می خواستیم. شروع های مقطعی از نو. ما که دیگه آردمون و ببختیم و الکمون و آویختیم.به مثال ورزشیشم نیشه کفشارو آو
گوشی رو قطع نکن !
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 22:31
اسنپ عجب وضعیت تخمی ای پیدا کرده xa0. مجبور سدم تب سی بگیرم .دیر کرد. زنگ زدم. آدرس دادم . اخرش و که داشتم میگفتم گفت دیدمت و قطعxa0کرد !xa0رسید حلو پام. سوار نشدم. گفتم شیشه رو بده پایین. داد. گفتxa0جرا سوار
کتاب های جا مانده ای
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 22:31
"ایگنیشس لباس خواب فلانلش راxa0بالا کشید و به شکم ورم کرده از نفخش نگاه کرد . اغلب وقتی صبح ها روی تخت دراز بود و به اتفاقات ناگواری می اندیشید که بعد از اصلاحات دینی افتاده بود. شکمش نفخxa0می کرد . هر با
من و مرگ
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 22:31
" خیلی خیلی خیلی دلم می خواد زنده بمونم و آینده رو ببینم . خیلی خیلی خیلی دلم می خواد این مرگی که شونه به شونم میاد و جا بزارم که نتونه بهم برسه . دستش روی شونمه و نفسش توی گوشم . از مُردن نمی ترسمxa0اما کاش در آینده کسی از من به خوبی یاد کنه . کاش تو بیشتر از من زنده بمونی و فراموشم نکنی . مثل سنگ ...
من و تنهایی
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 22:31
" یه بار محمد گفت یه خاطره ی خوب از زندگیت تعریف کن . چیزی نگفتم . گفت وقتی نمی تونی یه خاطره ی خوب از زندگیت تغریف کنی . یعنی زندگی خوبی نداشتی . من خاطره ی خوب زیاد دارم . اما هیچکدومشون پایان خوب ن
ولنتایم
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 22:31
یه عمری به ولنتاین می گفتیم ولنتایم . چه می دونستیمxa0چیه . این روزا مُدش کردن . حالا کی هست ؟ ساعت چند شروع میشه؟ پخش مستقیم داره ؟ رضا می گفت از بعد اذانه . قبلش باید غسلxa0بکنی . غسل ترتیبی . xa0استاکر هم نباشین . خوارتون گاییدس .xa0
ناهار امروز
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 22:31
خواهش می کنم به بابا نگو امروز ناهار خوراکِ کوبیده خوردم.بابا از کوبیده متنفر است.تنفر. برای یک لحظه اش است .بخصوص اگر بفهمد خوراکِ کوبیده ی امروز را خریدم 7500 تومان.از همین 7500 تومان می فهمد کوبیده
چرا هیشکی بر نمی گرده؟
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 22:31
تو بیست و چهار ساعتِ گذشته دو نفر از من خداحافظی کردن.