خرید بک لینک

شدیم رفیق شیشِ 1 و از کودکی و چوپونیش باهاش بزرگ شدیم و شدیم سپه سالار سپاه با جدید ترین تاک تیک های روز دنیا . چار چار دوی لوزی . در زمانی که مام وطن زیر دست کفتار های گرسنه هر تیکش به یه شکلی کنده می شد و مال خود می شد . یکی بود که بزرگ شد و بزرگی کرد و حیف که آبادانی بلد نبود و مَرد رینگ بود و هوک چپ و راست . مَردی که قدش شیش پا بود و حرص قدرت مثل تمام مَرد های جهان کورش کرد . در روزگاری که کور کردن راحت ترین کار جهان بود . دل سوخته ی مملکتی شدم که آب خوش از گلوش هیچ وقت پایین نرفت . هیچ وقت . گوشت قربونی . مُرغ عزا و عروسی . تیکه و پاره و خونی . برای همینه که این سال ها دیگه جونی نداره و همه چیز و رها کرده . راحت خشک می شه و راحت آلوده میشه و راحت کم آب میشه و راحت کثیف میشه . برای همینه که می خواد رها کنه و فقط تموم شه .. بیچاره وطن . بیچاره وطن .

معدن طلا و پیدا کردم و در حال عشق بازی با تاریخم. و بعد هر اپیزود احساس می کنم یه عروسی خونین از نوع بازی و تاج و تخت دیدم .همچون نغمه ای از یخ و آتش . و این حال سر خوش و مدیون توام . با سلیقه ی بی بدیل، کهکشانیه کار درست،آدم حسابیه عزیزه دل اینجانب .

بشینیم بین مولانا و صدام حسین و هیتلر یکی و انتخاب کنم.چه انتخاب جذاب و عجیبی حاجی.

+  جمعه بیستم مرداد ۱۴۰۲    جا مانده   | 

برچسب: نویسنده: علی رضوانی تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 15:31

صفحه بندی